آیات قرآنی در مورد امامت حضرت علی(ع)آیات قرآنیِ ِدلالت بر صحتِ امامتِ علی(ع) در کتاب خدا  بسیار زیاد است ازجمله این آیات شریفه: آیه اول- انما ولیکم اللهُ. . .(سوره مائده ایه55)ترجمه:(همانا سَروَر شماخداوند است و پیامبر او و مومنانی که نماز را بر پا می دارند و در حال رکوع زکوات می دهند .در زمان حضرت پیامبر(ص) ،در مورد (ولی)بودن خدا و رسول(ص) و علی(ع) کسی حرفی نداشت و این اختلاف را بعد از وفات رسول خدا وارد کردند و ذهن مردم را مشوش ساختند. آیه دوم- یا ایها الذین ءامنو اتقواالله...(سوره توبه آیه119)ترجمه : (ای مومنان از خداوند پروا کنید و در زمره( صادقین) راستان باشید) ثعلبی  که از مهمترین علمای اهل سنت می باشد در باره آیه بالا  ذکر کرده که مراد از (صادقین)،حضرت محمد و حضرت علی صلوات الله علیهما می باشد. آیه سوم- اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم...(سوره مائده آیه 3) ترجمه:(امروز دین شما را برایتان به کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و دین اسلام را بر شما پسندیدم)علمای اهل سنت قبول دارند که آیه بالا درروزغدیر خم نازل شده و کامل شدن دین تحقق پذیرفته . آیه چهارم- وَاَعتصَموا بِحَبل الله...(سوره ال عمران آیه 103)ترجمه:(و همگی به رشته الهی درآویزید و پراکنده  نشوید)به اتفاق فریقین(شیعه و سنی)در این ایه شریفه  مراد از (حبل الله)،حضرت علی بن ابی طالب و اولاد طاهرین او میباشند. آیه پنجم-وَاِذابتلی إبراهیمّ...(سوره بقره  ایه 124) ترجمه: ( و چون  ابراهیم را پروردگارش به شعائری چندازمود [وآموزش داد] و او آنها را به انجام رساند،فرمود من تو را پیشوای مردم میگمارم.گفت و از زاد و رود  من[چه کسی را می گماری؟]فرمود عهد من به ستمکاران نمی رسد.این  آیه شریفه نص است و این که عهد امامت به ستمکار از نسل ابراهیم نمی رسد . تعجب در این است که علمای عامه و اهل سنت  این اخبار و تفاسیر را در کتابهای خودشان نقل کرده و آنها را صحیح می دانند، ولی عمل نمی نمایند (یقولون بافواههم ما لیس فی قلوبهم) آیه ششم-اّطیعُ االله وّاّطیعوُا...(سوره نساء  آیه 59) ترجمه: (ای مؤمنان از خداوند و پیامبر و اولولامرتان اطاعت کنید)البته معصوم باید امام باشد و در این منظور از اولی الامر،معصومی است که به تمامی احکام دانا باشد زیرا هر گاه معصوم نباشد وبه  جمیع احکام عالِم نشود،پسندیده  و عاقلانه نیست که مردم از او اطاعت کنند.چون علمای اهل سنت عصمت و معصوم بودن رادر امام شرط نکرده اند،این است که گاهی میگویند مقصود از اولولامر ،خُلفای حضرت رسول اند- و گاهی می گویند مقصود سلاطین و پادشاهان اسلامند  - و گاهی می گویند مراد از اولولامر دانشمندان و علمایند.آیا هیچ عاقل و آزاد اندیشی باور میکند که خداوندِ دانا و حکیم به مردم دستور میدهد که اطاعت کنند از فاسق و زنا کار و لاط وشرابخوار و ترک کننده نماز و روزه ،که همه این گناهان ذکر شده در سابقین مثل یزیدو.. و آنان که بر حق نیستند بوده و می باشد . و بیشتر پادشاهان در مقام حفظ مُلک و سلطنت رعایت دین و مذهب نمی کنند.بعضی ازعلمای اهل سنت  در تفسیر این ایه شریفه چنین گفته اند:اگر کسی به قهر و پیروزی سلطان شد،اطاعت او واجب است  اقتضای کلام ایشان این است که دین پیغمبر ما ،دین ِغضب و عذابی است که هرگز خلاصی از آن ممکن نیست!  هیچ ابلهی به پیروان خود در وقت رحلت از دنیا چنین وصیتی نمی کند که :بعد از مرگ من ،شمشیر بکشید و هر که غلبه کرد و پیروز شد،دیگران او را اطاعت کنند.
دسته ها :
يکشنبه پانزدهم 9 1388
مشهور است که   از دانشمندی در باره فضایل حضرت علی(ع) سوِال کردند،گفت: چه گویم از فضایل کسی که دوست او از ترس و دشمن او از حسادت ،فضایل او را ذکر نکرده اند  با این همه فضایل آن بزرگوارتمام عالم را فرا گرفته و برای فضل و دانش او کفایت میکند فرمایش حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله که کتابهای اهل سنت از این گفتار مشهون است:( اَناَ مَدینة العِلمِ وَ عَلیٌ بابًها) ادعای امامتِ حضرت علی از واضحات و مسلمات است و بنا به اعتراف سنی و شیعه ،لایق این منصب الهی علی(ع) بود  و میان علما  مشهور است که حضرت علی بعد از کفن و دفنِ رسول خدا(ص)،درمقام دلایل وطلب حق خود بر آمد و در آشکار و نهان اظهار امامت میکرد و برای گرفتن بیعت به خانه های مهاجرین و انصار می رفت ،بطوری که خلیفه دوم چند بار ذکر کرده که علی(ع) به این منصب سزاوارتر و با حق تر است.علمای سُنی اتفاق نظر دارند که حضرت علی به خلافت ابی بکر راضی نبود و در این کراهت و عدم رضایت باقی بود  و معلوم است که عدم تمکین  او به این جهت نبودکه امت اسلام به خلیفه امیر احتیاج ندارد بلکه بخاطر حقانیت خودش بود،چنانکه در خطبه های نهج البلاغه تصریح فرموده که من به خلافت و امامت از دیگران باحق ترم.معجزاتِ ضبط شدهِ حضرت علی (ع)از هزار تجاوز کرده و معجزات ِغیر ضبط شده ایشان آنقدر زیاد است که علی (ع) به مظهرالعجایب و مظهرالغرایب لغب گرفته.
                                                         منبع:سایت کعبه جانان
دسته ها :
يکشنبه پانزدهم 9 1388
                          

                                          دلایل امامت حضرت علی (ع)

آنچه از خلاصه مقالات و استدلالات اهل سنت وارد شده،اینست که چون نص صریح وارد نیست پس اختیار ثابت شد! و گفته اند:اگر نص خلافت وارد می شد هر آینه به ما می رسید و صحابه نیز در بوجود اوردن خلافت خود محتاج به بیعت نمی شدند.باطل بودن این اعتراض مشخص است به جهت آنکه خلافت،بالاترین مراتب سلطنت و اسلام آوردن ایشان بخاطر طمع دنیا بود و بعد از انکه واجب بودن نص ثابت شد،اعتراض ایشان ناشی از عناد و دشمنی است.انچه از کیفیت دلایل ایشان بر می اید این است که هر وقت چیزی در مورد حکایت ثقیفه دیدند که موافق مقصودشان است، آنرا قبول می کنند و به ان تمسک می جویند هرچند ظاهرالکذب و دور از دلیل باشد.اگر می گویند رسول اکرم(ص)اسم شخص معینی راصریحاً نفرمود، می گوئیم:آن حضرت به امر خدا در مرتبهُ کمال عاِلم و عامِل بود و به خاطر مصلحت و بوجود نیامدن مفسده عمل می کرد،تازه به عقیده ایشان(اهل سنت)مشخص نکردن اسم شخص معین،(اختیار) را ثابت نمی کند در صورتی که اخباری که خود ایشان (اهل سنت) روایت کرده و قبول دارند، مختص بودن و اختصاص داشتن حضرت علی بن ابی طالب را ثابت میکند که متاسفانه به این اخبار اعتنائی ندارند و اگر هم ذکر کنند می گویند : این اخبار کلی است و در اخبار کلی اختیار لازم نیست.جای تعجب است که خود ایشان در حق خلفای خود اقرار میکنندکه: در مورد حق بودن خلفای خود هیچ اصلا خبر و اثر و حدیث و روایتی از خلافت ایشان از حضرت رسول اکرم(ص) نیست، از طرفی اخبار زیادی را در حق حضرت علی بن ابی طالب (ع)در کتابهای مهمشان دارند که متاسفانه اعتنا نمیکنند و اگر ذکر کنند تأ ویل به رأی می کنند زیرا کار از کار گذشته!چگونه حضرت رسول اکرم(ص)امت خود را بی حجت گذاشت و حال انکه از زمان آدم تا خاتم الانبیا(ص)پیغمبری از پیغمبران گذشته ، امت خود را بی حجت نگذاشته است.اگر منظور ایشان از عدم ورود  نص  این است که از خدا و رسول(ص) چیزی راجع به امامت وارد نشده، و این امر عظیم و مهم را واگذار کرده اند به عهده امت و آنچه رأی ها و هواهای ایشان به آن راهنمایی میکند ،این انکار شنیع بلکه دروغ محض است.از جمله دلایل بر صحت امامتِ علی(ع) ،ظاهر شدن معجزات آن حضرت است و غیر از آن حضرت ،کسی از خُلفا معجزه نداشته و راه معجزه و کشف و کرامت  بر ایشان بسته بود.

محققِ دوانی در کتاب (نورالهدایه)در برگشت از مذهب اهل تسنن می گوید:بنا به خبر مخبرین اولین و آخرین، - ابوبکر و عمر و عثمان، قبلا مشرک بودند و بعد دراین صدد بر آمدند که دین اسلام  را قبول کنند و   بنا به قول مصطفوی و به محض دلیل عقلی ، ایشان ایمان نیاوردند، چنانکه در کارهای غلط می رفتند و به آن کار غلط اعتراف می کردند وحدیثِ(لََّولا علیٌ لَهَلَکَ عُمر) مشهورتر از آنست  که کسی گوید در چند مجلس گفته بود.چون گفتار دو فرقه را به عقل سنجیدم،یقین کردم که خلیفـۀ بلافصلِ خاتم الانبیاء   صلی  الله علیه وآله،حضرت علی و بعد از ایشان حضرت امام حسن و بعد از ایشان حضرت امام حسین الی مهدی الهادی صلوات الله علیهم                 منبع:سایت کعبه جانان

دسته ها :
يکشنبه پانزدهم 9 1388
                                                   درد دل با خدا                              بنام خداوند بخشنده مهربانَ
 
خدایا بر محمد و ال او درود فرست و آنگاه که می خوانمت صدای مرا بشنو. به من نگاه کن وقتی که با تو راز و نیاز می کنم ،    من گریخته ام به سوی تو اینک و در میان دستهای توام.خسته و درمانده و زمینگیر، در آغوش تو زار زار گریه می کنم و همه امیدم به توست تو
  می دانی که در درون من چه می گذرد،تو از نیازهای من باخبری ،تو مرا خوب می شناسی و هیچ چیز از تو پوشیده نیست. تو می دانی که من اکنون در کجای هستی ایستاده ام ، به کدام سو خواهم رفت ،در کجا اقامت خواهم کرد و گاه بازگشتنم کجاست.تو می دانی که من چگونه زبان خواهم گشود و از تو چه خواهم خواست ، تو می دانی که من برای سرانجام عاقبتم دل به کجا بسته ام.تقدیر تو بر من جاری شده است سالارمن ! در آنچه از من سر خواهد زد تا پایان عمر،در پنهانها و آشکارهایم و در ظاهر و باطنم ، کم و کاستی و افزایش و سود و زیانم در دست توست و نه در دست هیچ کس دیگر ،خدای من!اگر تو محرومم کنی، چه کسی روزی ام دهد؟واگرتو خوارم کنی چه کسی به یاری ام برخیزد؟ معبود من! از از خشم تو به تو پناه می برم و از نگاه کیفربار تو باز به آغوش تو می گریزم.اله من! من اگر نه شایسته توام، تو شایسته کرامت و بخشیدنی و باران فضل تو اهل باریدن است.دست لیاقت من اگر چه کوتاه است، درخت بخشش تو کم میوه نیست.محبوب من! انگار هم اکنون با جان خویش در میان دستها ت ایستاده ام ،انگار آن نهال نوکّلم به تو اکنون درختی شده است و بر تمام وجودم سایه افکنده است.انگار هم اکنون آن لحظه موعود فرا رسیده است و تو حرفی می زنی که شایسته توست.تو مرا در گرمای عفو خویش می پوشانی و از سرمای گناهم می رهانی.عزیز من! اگر ببخشی ام چه کسی بهتر از تو برای بخشیدن ، اگر از من درگذری چه کسی شایسته تر از تو برای گذشتن و عفو کردن؟اگرمرگ من اکنون نزدیک شود و کارهای من،مرا به تو نزدیک نکرده باشد، خود را با مرکب اقرار ، بسوی تو می کشانم، اقرار به آنچه هستم و آنچه کرده ام.خدای من! بر نفس خویش ستم کرده ام و نگهداریش را سهل انگاشته ام، اگر از نفس غافل مانده ام وای بر او اگر نبخشی اش.مولای من ! در تمام ایام زندگی ام سایه مهر تو بر سر من مستدام بود،  این سایه را تا آن سوی مرگ مستدام بدار!خدایا! من که در تمام طول زندگی، جز زیبایی و خوبی و لطافت از تو ندیده ام و جز حلاوت و شیرینی از تو نچشیده ام چگونه می توانم گمان کنم که پس از مرگ،تو روی گردانی و چهره دگرگون کنی؟خدایمن! کارمرا انچنان که شایسته توست، عهده دار شو و به من با نگاه بخشش و کرم نظر کن. بر این بنده که پرده های سیاه جهل و نادانی ، اطرافش را گرفته است.اله من!تو در دنیا گناه مرا پوشیده ای، من در آخرت به این پوشش محتاج ترم. تو در دنیا بر بدیهای من پرده انداخته ای، من در آخرت به این پرده نیازمندترم.تودر اینجا آبروی مرا حفظ کرده ای، در آنجا آبرو مهمتر و کارسازتر است. تو در میان بندگان خوب خودت مرا رسوا نکرده ای، من در مقابل شاهدان قیامت،خجالت می کشم و می ترسم از رسوایی، نکن!خدایا! جود و بخشش تو روی مرا زیاد کرده و مرا پر توقع کرده است.     بخشش ات به آتش آرزوی من دامن زده است.خدایا! من تکیه ام به عفو و بخشش توست،نه کارهای خودم، که عفو تو بی شک، بالاتر از کردار من است.خداوندا! به دیدارت شادمانم گردان، چشم مرا به جمالت روشن کن، آن زمان که در میان بندگانت به قضاوت می نشینی.خدای من عذر خواهی من به درگاه تو عذر خواهی کسی است که از قبول پوزش خویش احساس بی نیازی نمی کند.پس مرا،عذر مرا بپذیر ای بخشنده ترین کسی که شرمساران و روسیاهان و رحمت طلبان به درگاه او پناه می برند و به دامن او می آویزند.        و درود خدا بر محمد و خاندان پاک او باد ،  سلامی مستمر و مدام واز سرتسلیم{ ترجمه قسمتی از دعای امام حسین (ع)درصحرای عرفات   لطفا نظر بدهید- التماس دعا-                                    
دسته ها :
جمعه ششم 9 1388
X